Konjugierte Form
فاسد شدند، پوسیدند (سوم شخص جمع گذشته)
معانی و تعاریف vreckten:
- چیزی را به شدت کثیف یا آلوده کردن، اغلب به شکلی ناخوشایند یا غیربهداشتی.
جملات نمونه برای vreckten:
Die Kinder haben den Teppich mit Schlamm vrecktet.
بچهها فرش را با گل و لای کثیف کرده بودند.
Der starke Regen vrecktet die Straße mit Schmutz und Laub.
باران شدید خیابان را با گل و لای و برگ پوشاند.