vulgär
مستهجن، زشت، عامیانه
Bedeutungen
1
ناپسند، بیادبانه و توهینآمیز در گفتار یا رفتار؛ مبتذل و زننده.
- Seine Sprache war oft vulgär und beleidigend.زبان او اغلب عامیانه و توهینآمیز بود.
- Das ist eine vulgäre Bemerkung, die hier nicht angebracht ist.این یک اظهار نظر زشت است که در اینجا مناسب نیست.
- Er benutzte vulgäre Ausdrücke, um seine Wut zu zeigen.او از عبارات مبتذل برای نشان دادن خشم خود استفاده کرد.