vulgarisieren

Aussprache: /vʊlɡariˈziːrən/
Worttrennung: vul·ga·ri·sie·ren
فعل

عامیانه کردن، مبتذل کردن، همگانی کردن (به شکلی ساده‌انگارانه یا سطحی)

Beispiele

  • Die Pariser Weltausstellung von 1900 ''vulgarisierte'' das neue technische Wissen.نمایشگاه جهانی پاریس در سال ۱۹۰۰ دانش فنی جدید را عامیانه کرد (همگانی و ساده‌فهم ساخت).
  • Zu pauschalieren bringt immer die Gefahr mit sich, die Dinge zu ''vulgarisieren''.کلی‌گویی همیشه این خطر را به همراه دارد که مسائل را مبتذل کند (بیش از حد ساده‌انگارانه جلوه دهد).

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را مبتذل یا عامیانه کردن، از ارزش آن کاستن

  • Man sollte Kunst nicht vulgarisieren.نباید هنر را مبتذل کرد.
  • Die Medien neigen dazu, komplexe Themen zu vulgarisieren.رسانه‌ها تمایل دارند موضوعات پیچیده را عامیانه کنند.