vulkanisch
آتشفشانی، مربوط به آتشفشان؛ (مجازی) پرشور، آتشین، انفجاری
Beispiele
- Weder Streiks noch die Terroranschläge des 11. September bewirkten, was ''vulkanischem'' Feinstaub in der Stratosphäre gelang: Europa erlebt einen flugzeuglosen Himmel.نه اعتصابات و نه حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر، آنچه را که ذرات ریز آتشفشانی در استراتوسفر به دست آوردند، ایجاد نکرد: اروپا آسمانی بدون هواپیما را تجربه میکند.