zuwachsen

Aussprache: /ˈtsuːvaksən/
Worttrennung: zu·wach·sen
فعل

پوشیده شدن، بسته شدن، رشد کردن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

با گیاهان، مو، خزه یا چیزهای دیگر پوشیده شدن و مسدود شدن؛ رشد کردن و فرا گرفتن.

  • Der alte Garten ist mit Unkraut zugewachsen.باغ قدیمی با علف هرز پوشیده شده است.
  • Die Haare sind über die Wunde zugewachsen.موها روی زخم را پوشانده‌اند.
2 intransitiv (بدون مفعول)

بسته شدن (در مورد زخم، سوراخ، شکاف یا دهانه).

  • Die Wunde ist gut zugewachsen.زخم به خوبی بسته شده است.
  • Nach einigen Wochen ist der Riss im Stoff zugewachsen.پس از چند هفته، پارگی در پارچه بسته شد.