auswägen
ارزیابی کردن، سنجیدن، سبک و سنگین کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas auswägen)
جوانب مختلف یک موضوع را با دقت بررسی و ارزیابی کردن، سنجیدن، سبک و سنگین کردن.
- Sie musste die Risiken sorgfältig auswägen, bevor sie die Entscheidung traf.او باید قبل از اتخاذ تصمیم، خطرات را به دقت میسنجید.
- Wir sollten alle Argumente abwägen, um die beste Lösung zu finden.ما باید تمام استدلالها را سبک و سنگین کنیم تا بهترین راهحل را پیدا کنیم.
2
Akkusativ (jemanden / etwas auswägen)
با وزن کردن، تعادل برقرار کردن (معنای کمتر رایج و اغلب با auswiegen جایگزین میشود).
- Der Koch wägt die Zutaten aus, um das perfekte Gleichgewicht zu erreichen.آشپز مواد را وزن میکند تا به تعادل کامل برسد.
- Man muss die Teile genau auswägen, damit die Maschine richtig funktioniert.باید قطعات را دقیق وزن کرد تا دستگاه درست کار کند.