abwählen

Aussprache: /ˈapˌvɛːlən/
Worttrennung: ab·wäh·len
فعل

از مقام برکنار کردن، حذف کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden abwählen)

برکنار کردن یک مقام سیاسی یا نماینده از طریق رأی‌گیری یا انتخابات؛ سلب اعتماد کردن.

  • Die Bürger haben den korrupten Bürgermeister abgewählt.شهروندان شهردار فاسد را از مقامش برکنار کردند.
  • Der Präsident wurde nach dem Skandal abgewählt.رئیس جمهور پس از رسوایی از مقامش برکنار شد.
2 Akkusativ (etwas abwählen)

انتخاب نکردن یا حذف کردن یک درس اختیاری، واحد درسی یا موضوع از برنامه تحصیلی.

  • Ich habe den Leistungskurs in Physik abgewählt.من درس تخصصی فیزیک را حذف کردم.
  • Viele Studenten wählen dieses Wahlfach nicht mehr ab.بسیاری از دانشجویان این درس اختیاری را دیگر انتخاب نمی‌کنند.