abwählen
از مقام برکنار کردن، حذف کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden abwählen)
برکنار کردن یک مقام سیاسی یا نماینده از طریق رأیگیری یا انتخابات؛ سلب اعتماد کردن.
- Die Bürger haben den korrupten Bürgermeister abgewählt.شهروندان شهردار فاسد را از مقامش برکنار کردند.
- Der Präsident wurde nach dem Skandal abgewählt.رئیس جمهور پس از رسوایی از مقامش برکنار شد.
2
Akkusativ (etwas abwählen)
انتخاب نکردن یا حذف کردن یک درس اختیاری، واحد درسی یا موضوع از برنامه تحصیلی.
- Ich habe den Leistungskurs in Physik abgewählt.من درس تخصصی فیزیک را حذف کردم.
- Viele Studenten wählen dieses Wahlfach nicht mehr ab.بسیاری از دانشجویان این درس اختیاری را دیگر انتخاب نمیکنند.