während
در جریانِ، هنگامِ، در حالی که
Bedeutungen
1
نشاندهنده همزمانی یک عمل یا وضعیت با یک دوره زمانی مشخص (همراه با Genitiv، اما در زبان محاوره با Dativ نیز رایج است).
- Während des Films schlief er ein.در طول فیلم، او به خواب رفت.
- Wir haben während unseres Urlaubs viel gesehen.ما در طول تعطیلاتمان چیزهای زیادی دیدیم.
- Während der Besprechung gab es keine Fragen.در جریان جلسه هیچ سوالی مطرح نشد.