währenddem

Aussprache: /ˈvɛːʁəntˌdɛm/
Worttrennung: wäh·rend·dem
قید

در این مدت، در همین حین، در اثنای آن

Bedeutungen

1

در طول یک دوره زمانی مشخص، همزمان با وقوع رویدادی دیگر.

  • Er las ein Buch, währenddem seine Schwester fernsah.او کتاب می‌خواند، در حالی که خواهرش تلویزیون تماشا می‌کرد.
  • Währenddem wir warteten, unterhielten wir uns.در حالی که منتظر بودیم، با هم صحبت کردیم.
  • Sie schlief tief und fest, währenddem draußen der Sturm tobte.او عمیقاً خوابیده بود، در حالی که طوفان در بیرون شدت داشت.