währenddem
در این مدت، در همین حین، در اثنای آن
Bedeutungen
1
در طول یک دوره زمانی مشخص، همزمان با وقوع رویدادی دیگر.
- Er las ein Buch, währenddem seine Schwester fernsah.او کتاب میخواند، در حالی که خواهرش تلویزیون تماشا میکرد.
- Währenddem wir warteten, unterhielten wir uns.در حالی که منتظر بودیم، با هم صحبت کردیم.
- Sie schlief tief und fest, währenddem draußen der Sturm tobte.او عمیقاً خوابیده بود، در حالی که طوفان در بیرون شدت داشت.