fortwähren

Aussprache: /ˈfɔʁtˌvɛːʁən/
Worttrennung: fort·wäh·ren
فعل

ادامه یافتن، پایدار ماندن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

برای مدت طولانی یا بدون وقفه ادامه داشتن؛ پایدار ماندن؛ طول کشیدن.

  • Die Verhandlungen währten bis spät in die Nacht.مذاکرات تا پاسی از شب ادامه یافت.
  • Der Friede währte nicht lange.صلح برای مدت طولانی پایدار نماند.