umwälzen
واژگون کردن، زیر و رو کردن، دگرگون کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas umwälzen)
چیزی سنگین یا تودهای را از پایین به بالا حرکت دادن یا برگرداندن (مانند خاک، سنگ).
- Die Bauarbeiter wälzten den Boden um, um Platz für das Fundament zu schaffen.کارگران ساختمانی خاک را زیر و رو کردند تا جا برای پی باز کنند.
- Der Bagger wälzte große Steine um.لودر سنگهای بزرگ را جابجا کرد.
2
Akkusativ (etwas umwälzen)
چیزی را به طور اساسی تغییر دادن، متحول کردن (اغلب در مورد مفاهیم انتزاعی مانند ایدهها، سیستمها، جامعه).
- Die Erfindung des Internets hat die Welt umgewälzt.اختراع اینترنت دنیا را دگرگون کرد.
- Die politische Revolution wälzte die alte Ordnung um.انقلاب سیاسی نظم قدیم را واژگون کرد.
3
Akkusativ (etwas umwälzen)
چیزی را در حرکت نگه داشتن و به گردش درآوردن (مانند آب، هوا، افکار).
- Die Pumpe wälzt das Wasser im Aquarium um.پمپ آب را در آکواریوم به گردش درمیآورد.
- Ständige Diskussionen wälzen die Gedanken immer wieder um.بحثهای مداوم افکار را مدام بازنگری میکنند.