wegwälzen
غلتاندن و دور کردن، به سختی جابجا کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas wegwälzen)
چیزی را با غلتاندن از سر راه برداشتن یا دور کردن.
- Wir müssen diesen Baumstamm von der Straße wegwälzen.ما باید این تنه درخت را با غلتاندن از سر راه برداریم.
- Er wälzte den großen Stein zur Seite weg.او سنگ بزرگ را با غلتاندن به کنار هل داد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas wegwälzen)
مجازی: مانع یا بار سنگینی را از میان برداشتن، حل کردن.
- Mit harter Arbeit hat er die Hindernisse weggewälzt.او با کار سخت، موانع را از میان برداشت.
- Diese Entscheidung wälzt die Probleme nicht weg, sondern verschlimmert sie.این تصمیم مشکلات را حل نمیکند، بلکه آنها را بدتر میکند.