wälzen

Aussprache: /ˈvɛltsn̩/
Worttrennung: wäl·zen
فعل

غلتاندن، غلت زدن، بررسی کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas wälzen)

چیزی سنگین یا گرد را غلتاندن، چرخاندن یا جابجا کردن

  • Die Arbeiter wälzten die schweren Steine.کارگران سنگ‌های سنگین را غلتاندند.
  • Er wälzte den Ball den Hügel hinunter.او توپ را از تپه به پایین غلتاند.
2 sich wälzen

خود را غلتاندن یا چرخاندن (معمولاً روی زمین، در رختخواب یا از درد)

  • Das Kind wälzte sich vor Freude im Gras.کودک از شادی در چمن غلتید.
  • Er wälzte sich unruhig im Bett.او بی‌قرار در تخت خود غلت می‌زد.
3 sich wälzen in/mit + Dativ

مجازاً: خود را درگیر یک مشکل، فکر، احساس یا پرونده‌ای کردن و به طور مداوم به آن اندیشیدن

  • Er wälzt sich in Selbstmitleid.او غرق در ترحم به خود است.
  • Sie wälzte die Akten stundenlang.او پرونده‌ها را ساعت‌ها بررسی می‌کرد.