wälzen
غلتاندن، غلت زدن، بررسی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas wälzen)
چیزی سنگین یا گرد را غلتاندن، چرخاندن یا جابجا کردن
- Die Arbeiter wälzten die schweren Steine.کارگران سنگهای سنگین را غلتاندند.
- Er wälzte den Ball den Hügel hinunter.او توپ را از تپه به پایین غلتاند.
2
sich wälzen
خود را غلتاندن یا چرخاندن (معمولاً روی زمین، در رختخواب یا از درد)
- Das Kind wälzte sich vor Freude im Gras.کودک از شادی در چمن غلتید.
- Er wälzte sich unruhig im Bett.او بیقرار در تخت خود غلت میزد.
3
sich wälzen in/mit + Dativ
مجازاً: خود را درگیر یک مشکل، فکر، احساس یا پروندهای کردن و به طور مداوم به آن اندیشیدن
- Er wälzt sich in Selbstmitleid.او غرق در ترحم به خود است.
- Sie wälzte die Akten stundenlang.او پروندهها را ساعتها بررسی میکرد.