sein

Aussprache: /zaɪ̯n/
Worttrennung: sein
فعل

بودن، هست، وجود داشتن، واقع شدن، شدن

Bedeutungen

1 Nominativ + sein + Nominativ / Adjektiv

فعل ربطی (Kopulaverb): نسبت دادن ویژگی، هویت، صفت یا نقشی به فاعل؛ بیان کننده حالت یا وضعیت فاعل

  • Er ist ein guter Arzt.او پزشک خوبی است.
  • Das Wetter ist heute schön.هوا امروز خوب است.
2 Intransitiv (Lokale Ergänzung)

فعل اصلی (Vollverb): در مکانی حضور داشتن، قرار داشتن یا در حالتی بودن؛ بیانگر مکان یا موقعیت

  • Wir sind zu Hause.ما در خانه هستیم.
  • Das Buch ist auf dem Tisch.کتاب روی میز است.
3 Intransitiv (Existenz)

فعل اصلی (Vollverb): وجود داشتن، هستی داشتن یا خلق شدن؛ بیانگر وجود

  • Gott ist.خدا هست.
  • Es gibt viele Möglichkeiten.امکانات زیادی وجود دارد.
4 mit Partizip II

فعل کمکی (Hilfsverb): برای ساختن زمان‌های گذشته (Perfekt و Plusquamperfekt) در افعال حرکتی، تغییر حالت و افعال خاص

  • Ich bin gestern nach Berlin gefahren.من دیروز به برلین رفتم.
  • Der Schnee ist geschmolzen.برف آب شد.
5 sein + Partizip II

فعل کمکی (Zustandspassiv): برای ساختن زمان مجهول حالت (توصیف وضعیت نهایی ناشی از یک عمل)

  • Die Tür ist geschlossen.در بسته است.
  • Das Fenster ist geöffnet.پنجره باز است.
6 sein + zu + Infinitiv

فعل شبه‌وجهی (Modalitätsverb): بیان امکان‌پذیری یا ضرورت انجام کاری با مفهوم مجهول (قابل انجام بودن / باید انجام شدن)

  • Das ist nicht zu ändern.این قابل تغییر نیست.
  • Das Problem ist zu lösen.این مشکل باید حل شود.
7 Intransitiv (Zeitliche Ergänzung)

واقع شدن، برگزار شدن یا رخ دادن یک رویداد/زمان

  • Die Konferenz ist nächste Woche.کنفرانس هفته آینده است.
  • Der Geburtstag ist am Samstag.تولد روز شنبه است.
8 Dativ / Genitiv

تعلق داشتن یا متعلق بودن به کسی (مالکیت در ترکیب با Dativ یا Genitiv)

  • Das Auto ist mir.ماشین مال من است.
  • Das ist des Königs Schatz.این گنج پادشاه است.