sein
بودن، هست، وجود داشتن، واقع شدن، شدن
Bedeutungen
1
Nominativ + sein + Nominativ / Adjektiv
فعل ربطی (Kopulaverb): نسبت دادن ویژگی، هویت، صفت یا نقشی به فاعل؛ بیان کننده حالت یا وضعیت فاعل
- Er ist ein guter Arzt.او پزشک خوبی است.
- Das Wetter ist heute schön.هوا امروز خوب است.
2
Intransitiv (Lokale Ergänzung)
فعل اصلی (Vollverb): در مکانی حضور داشتن، قرار داشتن یا در حالتی بودن؛ بیانگر مکان یا موقعیت
- Wir sind zu Hause.ما در خانه هستیم.
- Das Buch ist auf dem Tisch.کتاب روی میز است.
3
Intransitiv (Existenz)
فعل اصلی (Vollverb): وجود داشتن، هستی داشتن یا خلق شدن؛ بیانگر وجود
- Gott ist.خدا هست.
- Es gibt viele Möglichkeiten.امکانات زیادی وجود دارد.
4
mit Partizip II
فعل کمکی (Hilfsverb): برای ساختن زمانهای گذشته (Perfekt و Plusquamperfekt) در افعال حرکتی، تغییر حالت و افعال خاص
- Ich bin gestern nach Berlin gefahren.من دیروز به برلین رفتم.
- Der Schnee ist geschmolzen.برف آب شد.
5
sein + Partizip II
فعل کمکی (Zustandspassiv): برای ساختن زمان مجهول حالت (توصیف وضعیت نهایی ناشی از یک عمل)
- Die Tür ist geschlossen.در بسته است.
- Das Fenster ist geöffnet.پنجره باز است.
6
sein + zu + Infinitiv
فعل شبهوجهی (Modalitätsverb): بیان امکانپذیری یا ضرورت انجام کاری با مفهوم مجهول (قابل انجام بودن / باید انجام شدن)
- Das ist nicht zu ändern.این قابل تغییر نیست.
- Das Problem ist zu lösen.این مشکل باید حل شود.
7
Intransitiv (Zeitliche Ergänzung)
واقع شدن، برگزار شدن یا رخ دادن یک رویداد/زمان
- Die Konferenz ist nächste Woche.کنفرانس هفته آینده است.
- Der Geburtstag ist am Samstag.تولد روز شنبه است.
8
Dativ / Genitiv
تعلق داشتن یا متعلق بودن به کسی (مالکیت در ترکیب با Dativ یا Genitiv)
- Das Auto ist mir.ماشین مال من است.
- Das ist des Königs Schatz.این گنج پادشاه است.