warm

Aussprache: /vaʁm/
Worttrennung: warm
صفت

گرم، داغ، صمیمی

Bedeutungen

1

دارای دمای بالا، نه سرد و نه خیلی داغ؛ مطبوع از نظر حرارت.

  • Es ist heute sehr warm, zieh dir ein T-Shirt an.امروز خیلی گرم است، یک تی‌شرت بپوش.
  • Die Suppe ist noch warm, lass sie uns essen.سوپ هنوز گرم است، بیا آن را بخوریم.
  • Im Sommer ist das Meer angenehm warm zum Schwimmen.در تابستان دریا برای شنا به طور مطبوعی گرم است.
2

نشان‌دهنده صمیمیت، مهربانی و علاقه در رفتار یا روابط.

  • Sie hat eine warme Stimme, die beruhigend wirkt.او صدای گرمی دارد که آرامش‌بخش است.
  • Wir wurden von der Familie sehr warm empfangen.ما با صمیمیت زیادی توسط خانواده مورد استقبال قرار گرفتیم.
  • Er hat ein warmes Herz und hilft immer gerne.او قلبی مهربان دارد و همیشه دوست دارد کمک کند.
3

رنگ‌های گرم (مانند قرمز، نارنجی، زرد) که حس گرما را القا می‌کنند.

  • Die Wände sind in warmen Farben gestrichen.دیوارها با رنگ‌های گرم رنگ‌آمیزی شده‌اند.
  • Der Sonnenuntergang tauchte den Himmel in warme Töne.غروب خورشید آسمان را در رنگ‌های گرم فرو برد.
  • Er bevorzugt warme Farben für sein Arbeitszimmer.او رنگ‌های گرم را برای اتاق کارش ترجیح می‌دهد.