wärts

Aussprache: /vɛrts/
Worttrennung: wärts
قید

به سمت، رو به

Bedeutungen

1

نشان‌دهنده جهت حرکت یا تمایل به سمت یک مکان، جهت یا حالت خاص. معمولاً به انتهای کلمات دیگر اضافه می‌شود.

  • Wir fuhren nordwärts in die Berge.ما به سمت شمال به سوی کوه‌ها رانندگی کردیم.
  • Er blickte vorwärts auf die Zukunft.او رو به آینده نگاه کرد.
  • Das Schiff bewegte sich langsam landwärts.کشتی به آرامی به سمت خشکی حرکت کرد.