wiegen
وزن کردن، وزن داشتن، تاب دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas wiegen)
وزن چیزی را تعیین کردن یا سنجیدن (با استفاده از ترازو).
- Ich muss mein Gepäck wiegen, bevor ich zum Flughafen fahre.من باید قبل از رفتن به فرودگاه، بارم را وزن کنم.
- Der Verkäufer wog die Äpfel sorgfältig ab.فروشنده سیبها را با دقت وزن کرد.
2
intransitiv (بدون مفعول)
وزن داشتن، سنگین بودن (به طور کلی).
- Wie viel wiegt dieser Koffer?این چمدان چقدر وزن دارد؟
- Das Paket wiegt über 20 Kilogramm.بسته بیش از ۲۰ کیلوگرم وزن دارد.
3
Akkusativ (jemanden / etwas wiegen)
چیزی یا کسی را به آرامی تکان دادن یا تاب دادن (مثلاً گهواره، کودک).
- Die Mutter wiegt ihr Baby sanft in den Armen.مادر نوزادش را به آرامی در آغوشش تاب میدهد.
- Er wiegte die Schaukel hin und her.او گهواره را این طرف و آن طرف تاب داد.