wiegen

Aussprache: /ˈviːɡn̩/
Worttrennung: wie·gen
فعل

وزن کردن، وزن داشتن، تاب دادن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas wiegen)

وزن چیزی را تعیین کردن یا سنجیدن (با استفاده از ترازو).

  • Ich muss mein Gepäck wiegen, bevor ich zum Flughafen fahre.من باید قبل از رفتن به فرودگاه، بارم را وزن کنم.
  • Der Verkäufer wog die Äpfel sorgfältig ab.فروشنده سیب‌ها را با دقت وزن کرد.
2 intransitiv (بدون مفعول)

وزن داشتن، سنگین بودن (به طور کلی).

  • Wie viel wiegt dieser Koffer?این چمدان چقدر وزن دارد؟
  • Das Paket wiegt über 20 Kilogramm.بسته بیش از ۲۰ کیلوگرم وزن دارد.
3 Akkusativ (jemanden / etwas wiegen)

چیزی یا کسی را به آرامی تکان دادن یا تاب دادن (مثلاً گهواره، کودک).

  • Die Mutter wiegt ihr Baby sanft in den Armen.مادر نوزادش را به آرامی در آغوشش تاب می‌دهد.
  • Er wiegte die Schaukel hin und her.او گهواره را این طرف و آن طرف تاب داد.