wöllen
استفراغ کردن (جانوران)
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
استفراغ کردن، بالا آوردن (مخصوصاً در مورد جانوران شکاری برای دفع مواد غیرقابل هضم).
- Der Falke wöllt die nicht verdaulichen Teile seiner Beute.شاهین بخشهای غیرقابل هضم شکار خود را بالا میآورد.
- Die Katze hat heute Morgen gewöllt.گربه امروز صبح استفراغ کرد.