wöllen

Aussprache: /ˈvœlən/
Worttrennung: wöl·len
فعل

استفراغ کردن (جانوران)

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

استفراغ کردن، بالا آوردن (مخصوصاً در مورد جانوران شکاری برای دفع مواد غیرقابل هضم).

  • Der Falke wöllt die nicht verdaulichen Teile seiner Beute.شاهین بخش‌های غیرقابل هضم شکار خود را بالا می‌آورد.
  • Die Katze hat heute Morgen gewöllt.گربه امروز صبح استفراغ کرد.