aufwachsen
بزرگ شدن، رشد کردن
Bedeutungen
1
in + Dativ (in etwas aufwachsen)
رشد کردن و بزرگ شدن در یک مکان خاص، محیط یا شرایط اجتماعی-اقتصادی مشخص.
- Sie ist in einer kleinen Stadt aufgewachsen.او در یک شهر کوچک بزرگ شده است.
- Er wuchs in armen Verhältnissen auf.او در شرایط فقر بزرگ شد.
2
in + Dativ (in etwas aufwachsen)
رشد کردن و توسعه یافتن یک گیاه یا موجود زنده در شرایط محیطی خاص.
- Diese Pflanze kann nur in warmen Klimazonen aufwachsen.این گیاه فقط در مناطق آب و هوایی گرم میتواند رشد کند.
- Die Kinder sind gesund und munter auf dem Land aufgewachsen.بچهها سالم و سرحال در روستا بزرگ شدند.