hochwachsen
به سمت بالا رشد کردن، قد کشیدن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
(گیاهان، درختان، ساختمانها) به سمت بالا رشد کردن، بلند شدن یا ساخته شدن.
- Die Pflanzen im Gewächshaus wachsen schnell hoch.گیاهان در گلخانه به سرعت به سمت بالا رشد میکنند.
- Der neue Wolkenkratzer ist in den letzten Jahren hochgewachsen.ساختمان بلندمرتبه جدید در سالهای اخیر قد کشیده است.
2
intransitiv (بدون مفعول)
(انسان) از دوران کودکی به بزرگسالی رسیدن و قد کشیدن.
- Mein Sohn ist in diesem Jahr sehr hochgewachsen.پسرم امسال خیلی قد کشیده است.
- Man merkt kaum, wie schnell die Kinder hochwachsen.به سختی متوجه میشوی که بچهها چقدر سریع قد میکشند.