zuwachsen
پوشیده شدن، بسته شدن، رشد کردن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
با گیاهان، مو، خزه یا چیزهای دیگر پوشیده شدن و مسدود شدن؛ رشد کردن و فرا گرفتن.
- Der alte Garten ist mit Unkraut zugewachsen.باغ قدیمی با علف هرز پوشیده شده است.
- Die Haare sind über die Wunde zugewachsen.موها روی زخم را پوشاندهاند.
2
intransitiv (بدون مفعول)
بسته شدن (در مورد زخم، سوراخ، شکاف یا دهانه).
- Die Wunde ist gut zugewachsen.زخم به خوبی بسته شده است.
- Nach einigen Wochen ist der Riss im Stoff zugewachsen.پس از چند هفته، پارگی در پارچه بسته شد.