nachwachsen
دوباره رشد کردن، دوباره روییدن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
دوباره رشد کردن؛ از نو روییدن (مانند مو، ناخن، گیاهان).
- Nach dem Haarschnitt müssen die Haare erst wieder nachwachsen.پس از کوتاه کردن مو، ابتدا باید موها دوباره رشد کنند.
- Die Nägel sind bei ihm sehr schnell nachgewachsen.ناخنهای او خیلی سریع دوباره رشد کردند.