wachsen
رشد کردن، بزرگ شدن، واکس زدن
Bedeutungen
1
intransitiv
از نظر اندازه، حجم یا سن افزایش یافتن؛ توسعه یافتن (برای گیاهان، کودکان، مو).
- Die Blumen wachsen schnell im Frühling.گلها در بهار سریع رشد میکنند.
- Mein Sohn ist in den letzten Monaten sehr gewachsen.پسرم در ماههای اخیر خیلی بزرگ شده است.
2
intransitiv
از نظر تعداد، مقدار یا شدت افزایش یافتن (برای اقتصاد، جمعیت).
- Die Wirtschaft ist im letzten Quartal um zwei Prozent gewachsen.اقتصاد در سه ماهه گذشته دو درصد رشد کرده است.
- Die Bevölkerung der Stadt wächst stetig.جمعیت شهر به طور پیوسته در حال افزایش است.
3
transitiv (Akkusativ)
چیزی را با موم یا واکس پوشاندن تا از آن محافظت شود یا براق گردد (مثلاً کفش، چوب).
- Ich muss meine Schuhe noch wachsen, bevor ich ausgehe.باید قبل از بیرون رفتن کفشهایم را واکس بزنم.
- Er hat die Holzmöbel gewachsen, damit sie glänzen.او مبلمان چوبی را موم زد تا براق شوند.