wachsen

Aussprache: /ˈvaksm̩/
Worttrennung: wach·sen
فعل

رشد کردن، بزرگ شدن، واکس زدن

Bedeutungen

1 intransitiv

از نظر اندازه، حجم یا سن افزایش یافتن؛ توسعه یافتن (برای گیاهان، کودکان، مو).

  • Die Blumen wachsen schnell im Frühling.گل‌ها در بهار سریع رشد می‌کنند.
  • Mein Sohn ist in den letzten Monaten sehr gewachsen.پسرم در ماه‌های اخیر خیلی بزرگ شده است.
2 intransitiv

از نظر تعداد، مقدار یا شدت افزایش یافتن (برای اقتصاد، جمعیت).

  • Die Wirtschaft ist im letzten Quartal um zwei Prozent gewachsen.اقتصاد در سه ماهه گذشته دو درصد رشد کرده است.
  • Die Bevölkerung der Stadt wächst stetig.جمعیت شهر به طور پیوسته در حال افزایش است.
3 transitiv (Akkusativ)

چیزی را با موم یا واکس پوشاندن تا از آن محافظت شود یا براق گردد (مثلاً کفش، چوب).

  • Ich muss meine Schuhe noch wachsen, bevor ich ausgehe.باید قبل از بیرون رفتن کفش‌هایم را واکس بزنم.
  • Er hat die Holzmöbel gewachsen, damit sie glänzen.او مبلمان چوبی را موم زد تا براق شوند.