werben

Aussprache: /ˈvɛʁbn̩/
Worttrennung: wer·ben
فعل

تبلیغ کردن، خواستار شدن

Bedeutungen

1 für + Akkusativ

تبلیغ کردن برای چیزی، ترویج کردن

  • Die Firma wirbt für ihr neues Produkt.شرکت برای محصول جدید خود تبلیغ می‌کند.
  • Sie werben um neue Kunden.آنها برای مشتریان جدید تبلیغ می‌کنند.
2 um + Akkusativ

خواستگاری کردن، تلاش برای جلب نظر

  • Er warb um ihre Hand.او خواستگاری او را کرد.
  • Der Kandidat wirbt um die Gunst der Wähler.نامزد برای جلب نظر رأی‌دهندگان تلاش می‌کند.
3 Akkusativ

جذب کردن، استخدام کردن

  • Das Unternehmen wirbt neue Mitarbeiter an.شرکت کارمندان جدید جذب می‌کند.
  • Sie haben viele Talente für ihr Team geworben.آنها استعدادهای زیادی را برای تیم خود جذب کرده‌اند.