werben
تبلیغ کردن، خواستار شدن
Bedeutungen
1
für + Akkusativ
تبلیغ کردن برای چیزی، ترویج کردن
- Die Firma wirbt für ihr neues Produkt.شرکت برای محصول جدید خود تبلیغ میکند.
- Sie werben um neue Kunden.آنها برای مشتریان جدید تبلیغ میکنند.
2
um + Akkusativ
خواستگاری کردن، تلاش برای جلب نظر
- Er warb um ihre Hand.او خواستگاری او را کرد.
- Der Kandidat wirbt um die Gunst der Wähler.نامزد برای جلب نظر رأیدهندگان تلاش میکند.
3
Akkusativ
جذب کردن، استخدام کردن
- Das Unternehmen wirbt neue Mitarbeiter an.شرکت کارمندان جدید جذب میکند.
- Sie haben viele Talente für ihr Team geworben.آنها استعدادهای زیادی را برای تیم خود جذب کردهاند.