die Würde
کرامت، شأن، حرمت، وقار
Bedeutungen
1
احترام و ارزشی که به دلیل مقام، موقعیت اجتماعی، یا ویژگیهای اخلاقی به فرد یا چیزی داده میشود؛ شأن و اعتبار.
- Jeder Mensch hat eine angeborene Würde, die geschützt werden muss.هر انسانی کرامت ذاتی دارد که باید از آن محافظت شود.
- Der Angeklagte behielt trotz der Anschuldigungen seine Würde.متهم با وجود اتهامات، وقار خود را حفظ کرد.
- Die Würde des Amtes sollte nicht durch unsachgemäße Handlungen beeinträchtigt werden.شأن این مقام نباید با اقدامات نامناسب خدشهدار شود.
2
احساس احترام به خود، غرور و خویشتنداری.
- Er hat zu viel Würde, um um Almosen zu bitten.او بیش از حد باوقار است که بخواهد گدایی کند.
- Sie verteidigte ihre persönliche Würde gegen die Beleidigungen.او از کرامت شخصی خود در برابر توهینها دفاع کرد.
- Der alte Mann sprach mit einer gewissen Würde über seine Vergangenheit.پیرمرد با وقار خاصی درباره گذشتهاش صحبت کرد.