abwerfen

Aussprache: /ˈapˌvɛʁfn̩/
Worttrennung: ab·wer·fen
فعل

به پایین انداختن، ریختن، سود داشتن، به زمین پرتاب کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas abwerfen)

چیزی را از بالا به پایین پرتاب کردن یا انداختن (مثل بمب از هواپیما یا بار از کامیون)

  • Die Piloten mussten die schwere Ladung abwerfen.خلبانان مجبور شدند بار سنگین را به پایین بیندازند.
  • Der LKW war zu schwer beladen und musste etwas abwerfen.کامیون بیش از حد بار داشت و مجبور شد مقداری از بار را بریزد.
2 Akkusativ (jemanden / etwas abwerfen)

سود، بازده مالی یا محصول بار آوردن (به ویژه در مورد سرمایه‌گذاری یا زمین)

  • Diese Investition wird bald hohe Gewinne abwerfen.این سرمایه‌گذاری به زودی سود بالایی خواهد داشت.
  • Der Obstbaum wirft jedes Jahr viele Früchte ab.درخت میوه هر سال میوه‌های زیادی می‌دهد.
3 Akkusativ (jemanden / etwas abwerfen)

ریختن طبیعی پوشش (مثل برگ درختان در پاییز یا شاخ گوزن)

  • Im Herbst werfen die Bäume ihre Blätter ab.در پاییز درختان برگ‌های خود را می‌ریزند.
  • Das Reh wirft jedes Jahr sein Geweih ab.گوزن هر سال شاخ خود را می‌اندازد.
4 Akkusativ (jemanden / etwas abwerfen)

سوارکار را از پشت خود به زمین انداختن (در مورد اسب)

  • Das wilde Pferd warf den Reiter ab.اسب وحشی سوارکار را به زمین انداخت.
  • Der Hengst versuchte, seinen Reiter abzuwerfen.نریان تلاش کرد سوارکار خود را بیندازد.