wegwerfen
دور انداختن، هدر دادن، از خنده روده بر شدن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas wegwerfen)
چیزی را دور انداختن یا در سطل زباله ریختن.
- Bitte wirf die leere Flasche weg.لطفاً بطری خالی را دور بینداز.
- Er warf die alten Zeitungen weg.او روزنامههای قدیمی را دور ریخت.
2
sich + an + Akkusativ
به صورت مجازی، خود را برای کسی یا چیزی بیارزش دانستن و فرصتها را هدر دادن.
- Du solltest dich nicht an so etwas Banalem aufreiben.تو نباید خودت را برای چنین چیز پیش پا افتادهای درگیر کنی (هدر دهی).
- Er warf seine ganze Energie an dieses Projekt, das zum Scheitern verurteilt war.او تمام انرژی خود را صرف این پروژه کرد که محکوم به شکست بود.
3
sich + vor + Dativ
به صورت انعکاسی و عامیانه، از شدت خنده از حال رفتن یا غش کردن.
- Wir haben uns vor Lachen weggeworfen.ما از شدت خنده روده بر شدیم.
- Die Geschichte war so lustig, dass sie sich fast weggeworfen hätte.داستان آنقدر خندهدار بود که تقریباً از خنده غش کرده بود.