werfen

Aussprache: /ˈvɛrfən/
Worttrennung: wer·fen
فعل

پرتاب کردن، انداختن، زاییدن (حیوانات)، سایه انداختن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas werfen)

چیزی را با قدرت پرتاب کردن یا انداختن.

  • Er warf den Ball weit weg.او توپ را دور انداخت.
  • Wirf die alte Zeitung in den Müll.روزنامه قدیمی را در سطل زباله بینداز.
2 sich + auf / in + Akkusativ

خود را روی جایی انداختن یا غرق کاری شدن.

  • Er warf sich erschöpft auf das Sofa.او خسته خود را روی مبل انداخت.
  • Sie warf sich in die Arbeit, um die Frist einzuhalten.او خود را وقف کار کرد تا مهلت را رعایت کند.
3 Akkusativ (jemanden / etwas werfen)

بچه به دنیا آوردن (مخصوص حیوانات).

  • Die Katze hat gestern fünf Junge geworfen.گربه دیروز پنج بچه زایید.
  • Das Schaf wirft jedes Jahr ein Lamm.گوسفند هر سال یک بره می‌زاید.
4 Akkusativ + auf + Akkusativ

سایه یا نور بر روی چیزی انداختن.

  • Der hohe Baum wirft einen Schatten auf das Haus.درخت بلند سایه‌ای را روی خانه می‌اندازد.
  • Die Lampe wirft ein helles Licht auf den Tisch.چراغ نور روشنی را بر روی میز می‌اندازد.