umwerfen
واژگون کردن، انداختن، به هم ریختن (برنامهها)، شتابزده پوشیدن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas) umwerfen
چیزی را واژگون کردن، به زمین انداختن یا معلق کردن
- Der Wind hat den Baum umgeworfen.باد درخت را واژگون کرد.
- Er hat versehentlich das Glas umgeworfen.او به طور تصادفی لیوان را انداخت.
2
Akkusativ (Pläne, Entscheidungen) umwerfen
برنامهها، نقشهها یا تصمیمات را کلاً تغییر دادن و به هم ریختن
- Diese Nachricht wirft alle unsere Pläne um.این خبر تمام برنامههای ما را به هم میریزد.
- Die unerwartete Wendung hat die Entscheidung umgeworfen.چرخش غیرمنتظره، تصمیم را تغییر داد.
3
Akkusativ (Kleidung) umwerfen
لباسی (مانند پالتو یا شنل) را سریع و سرسری روی خود انداختن
- Sie warf sich schnell einen Mantel um.او به سرعت یک پالتو روی خود انداخت.
- Er warf sich den Regenmantel um und ging.او بارانیاش را به تن کرد و رفت.