abwerfen
به پایین انداختن، ریختن، سود داشتن، به زمین پرتاب کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas abwerfen)
چیزی را از بالا به پایین پرتاب کردن یا انداختن (مثل بمب از هواپیما یا بار از کامیون)
- Die Piloten mussten die schwere Ladung abwerfen.خلبانان مجبور شدند بار سنگین را به پایین بیندازند.
- Der LKW war zu schwer beladen und musste etwas abwerfen.کامیون بیش از حد بار داشت و مجبور شد مقداری از بار را بریزد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas abwerfen)
سود، بازده مالی یا محصول بار آوردن (به ویژه در مورد سرمایهگذاری یا زمین)
- Diese Investition wird bald hohe Gewinne abwerfen.این سرمایهگذاری به زودی سود بالایی خواهد داشت.
- Der Obstbaum wirft jedes Jahr viele Früchte ab.درخت میوه هر سال میوههای زیادی میدهد.
3
Akkusativ (jemanden / etwas abwerfen)
ریختن طبیعی پوشش (مثل برگ درختان در پاییز یا شاخ گوزن)
- Im Herbst werfen die Bäume ihre Blätter ab.در پاییز درختان برگهای خود را میریزند.
- Das Reh wirft jedes Jahr sein Geweih ab.گوزن هر سال شاخ خود را میاندازد.
4
Akkusativ (jemanden / etwas abwerfen)
سوارکار را از پشت خود به زمین انداختن (در مورد اسب)
- Das wilde Pferd warf den Reiter ab.اسب وحشی سوارکار را به زمین انداخت.
- Der Hengst versuchte, seinen Reiter abzuwerfen.نریان تلاش کرد سوارکار خود را بیندازد.