aufwerfen
مطرح کردن (سوال/موضوع)، به هوا پرتاب کردن (خاک)، ایجاد شدن (تاول)
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas aufwerfen)
موضوع، سوال، مسئله یا شک و تردیدی را مطرح کردن.
- Der Politiker warf eine neue Frage zur Wirtschaftspolitik auf.سیاستمدار سوال جدیدی درباره سیاست اقتصادی مطرح کرد.
- Diese Entdeckung wirft ein neues Licht auf das alte Rätsel.این کشف، نوری تازه بر معمای قدیمی میاندازد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas aufwerfen)
چیزی (مانند خاک یا گرد و غبار) را به سمت بالا کندن یا پرتاب کردن.
- Der Bagger warf große Mengen Erde auf.بیل مکانیکی مقادیر زیادی خاک را به بالا پرتاب کرد.
- Der Wind warf den Staub auf die Straße.باد گرد و خاک را به خیابان پرتاب کرد.
3
sich (Akkusativ) (sich aufwerfen)
برآمدگی، تاول یا موج ایجاد شدن (روی پوست، فرش یا سطح).
- Nach dem Laufen warfen sich Blasen auf seine Füße.پس از دویدن، روی پاهای او تاول ایجاد شد.
- Der Teppich wirft sich an den Rändern auf.فرش از لبهها برجسته شده است.