umwerfen

Aussprache: /ˈʊmˌvɛʁfn̩/
Worttrennung: um·wer·fen
فعل

واژگون کردن، انداختن، به هم ریختن (برنامه‌ها)، شتاب‌زده پوشیدن

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas) umwerfen

چیزی را واژگون کردن، به زمین انداختن یا معلق کردن

  • Der Wind hat den Baum umgeworfen.باد درخت را واژگون کرد.
  • Er hat versehentlich das Glas umgeworfen.او به طور تصادفی لیوان را انداخت.
2 Akkusativ (Pläne, Entscheidungen) umwerfen

برنامه‌ها، نقشه‌ها یا تصمیمات را کلاً تغییر دادن و به هم ریختن

  • Diese Nachricht wirft alle unsere Pläne um.این خبر تمام برنامه‌های ما را به هم می‌ریزد.
  • Die unerwartete Wendung hat die Entscheidung umgeworfen.چرخش غیرمنتظره، تصمیم را تغییر داد.
3 Akkusativ (Kleidung) umwerfen

لباسی (مانند پالتو یا شنل) را سریع و سرسری روی خود انداختن

  • Sie warf sich schnell einen Mantel um.او به سرعت یک پالتو روی خود انداخت.
  • Er warf sich den Regenmantel um und ging.او بارانی‌اش را به تن کرد و رفت.