wegwerfen

Aussprache: /ˈvɛkˌvɛʁfn̩/
Worttrennung: weg·wer·fen
فعل

دور انداختن، هدر دادن، از خنده روده بر شدن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas wegwerfen)

چیزی را دور انداختن یا در سطل زباله ریختن.

  • Bitte wirf die leere Flasche weg.لطفاً بطری خالی را دور بینداز.
  • Er warf die alten Zeitungen weg.او روزنامه‌های قدیمی را دور ریخت.
2 sich + an + Akkusativ

به صورت مجازی، خود را برای کسی یا چیزی بی‌ارزش دانستن و فرصت‌ها را هدر دادن.

  • Du solltest dich nicht an so etwas Banalem aufreiben.تو نباید خودت را برای چنین چیز پیش پا افتاده‌ای درگیر کنی (هدر دهی).
  • Er warf seine ganze Energie an dieses Projekt, das zum Scheitern verurteilt war.او تمام انرژی خود را صرف این پروژه کرد که محکوم به شکست بود.
3 sich + vor + Dativ

به صورت انعکاسی و عامیانه، از شدت خنده از حال رفتن یا غش کردن.

  • Wir haben uns vor Lachen weggeworfen.ما از شدت خنده روده بر شدیم.
  • Die Geschichte war so lustig, dass sie sich fast weggeworfen hätte.داستان آنقدر خنده‌دار بود که تقریباً از خنده غش کرده بود.