würflig
مکعبی، به شکل مکعب
Bedeutungen
1
دارای شکلی شبیه به مکعب، با شش وجه مربع شکل و زوایای قائمه.
- Die würflige Form des Bausteins erleichterte das Stapeln.شکل مکعبی بلوک ساختمانی، انباشتن آن را آسان میکرد.
- Er schnitzte eine kleine, würflige Figur aus Holz.او یک مجسمه کوچک و مکعبی از چوب تراشید.
- Die würflige Verpackung passte perfekt in die Schublade.بستهبندی مکعبی کاملاً در کشو جا میشد.