würflig

Aussprache: /ˈvʏʁflɪç/
Worttrennung: würf·lig
صفت

مکعبی، به شکل مکعب

Bedeutungen

1

دارای شکلی شبیه به مکعب، با شش وجه مربع شکل و زوایای قائمه.

  • Die würflige Form des Bausteins erleichterte das Stapeln.شکل مکعبی بلوک ساختمانی، انباشتن آن را آسان می‌کرد.
  • Er schnitzte eine kleine, würflige Figur aus Holz.او یک مجسمه کوچک و مکعبی از چوب تراشید.
  • Die würflige Verpackung passte perfekt in die Schublade.بسته‌بندی مکعبی کاملاً در کشو جا می‌شد.