rauswürgen
بالا آوردن، استفراغ کردن؛ به سختی و با اکراه بیان کردن (کلمات)
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas rauswürgen)
چیزی را با زحمت از دهان یا معده خارج کردن؛ استفراغ کردن، به زور بیرون آوردن.
- Er hat nach dem Festmahl alles wieder rausgewürgt.او پس از ضیافت، همه چیز را بالا آورد.
- Das Kind hat die bittere Medizin nicht geschluckt und es wieder rausgewürgt.بچه داروی تلخ را قورت نداد و آن را بالا آورد.
2
Akkusativ (etwas rauswürgen)
چیزی را فقط با زحمت زیاد یا اکراه گفتن؛ به سختی بیان کردن.
- Er musste die Wahrheit nur mühsam rauswürgen.او مجبور بود حقیقت را به سختی بیان کند.
- Nach langem Zögern hat sie endlich ihre Entschuldigung rausgewürgt.پس از تردید طولانی، او سرانجام عذرخواهی خود را به سختی بیان کرد.