würzig

Aussprache: /ˈvʏrt͡sɪç/
Worttrennung: wür·zig
صفت

معطر، خوش‌طعم، تند و تیز (طعم)

Bedeutungen

1

دارای طعم یا عطر قوی و دلپذیر، اغلب با کمی تندی یا طعم خاص.

  • Das Gericht hat einen wunderbar würzigen Geschmack.این غذا طعمی فوق‌العاده خوش‌طعم دارد.
  • Wir mögen würzige Käsesorten.ما پنیرهای تند و تیز را دوست داریم.
  • Die würzige Suppe wärmte uns an dem kalten Abend.سوپ تند و تیز ما را در آن شب سرد گرم کرد.
2

دارای عطر قوی و مشخص (اغلب در مورد ادویه‌ها، گیاهان یا عطرها).

  • Der würzige Duft von Zimt erfüllte die Küche.عطر تند و تیز دارچین آشپزخانه را پر کرده بود.
  • Ein würziges Parfüm kann sehr anziehend sein.یک عطر تند و تیز می‌تواند بسیار جذاب باشد.
  • Die würzigen Kräuter aus dem Garten dufteten herrlich.گیاهان معطر باغ بوی فوق‌العاده‌ای داشتند.