würzen
چاشنی زدن، طعمدار کردن
Beispiele
- Die meisten Gäste ''würzen'' ihren Tomatensaft mit Salz, Pfeffer und etwas Tabasco.بیشتر مهمانان آبگوجهفرنگی خود را با نمک، فلفل و مقداری تاباسکو طعمدار میکنند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
به غذا چاشنی زدن، طعمدار کردن، مزهدار کردن.
- Sie würzt die Suppe mit Salz und Pfeffer.او سوپ را با نمک و فلفل مزهدار میکند.
- Man sollte das Fleisch vor dem Braten gut würzen.باید گوشت را قبل از سرخ کردن خوب چاشنی زد.