wüstenhaft
بیابانی، خشک و بی آب و علف
Bedeutungen
1
شبیه به صحرا؛ خشک، بیآب و علف و خالی از سکنه یا پوشش گیاهی.
- Die Landschaft war karg und wüstenhaft, mit nur wenigen verdorrten Pflanzen.منظره خشک و بیابانی بود، با تنها چند گیاه پژمرده.
- Nach der langen Dürre sah der Garten wüstenhaft aus.بعد از خشکسالی طولانی، باغ بیابانی به نظر میرسید.
- Die Hitze machte die Stadt zu einem wüstenhaften Ort.گرما شهر را به مکانی بیابانی تبدیل کرده بود.