wüsten
ویران کردن، خراب کردن، غارت کردن، خشمگین شدن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas wüsten)
چیزی را ویران کردن، خراب کردن، غارت کردن (معمولاً توسط طوفان، جنگ یا بلایای طبیعی)
- Der Sturm wüstete in der Stadt und hinterließ Zerstörung.طوفان در شهر ویرانی به بار آورد و خرابی به جا گذاشت.
- Die feindlichen Truppen wüsteten im Land.نیروهای دشمن در کشور غارت کردند.
2
intransitiv (بدون مفعول)
خشمگین شدن، با خشونت رفتار کردن، شورش کردن
- Er wüstete vor Wut, als er die Nachricht hörte.وقتی خبر را شنید، از خشم شورید.
- Die Menge begann zu wüsten.جمعیت شروع به شورش کردند.