wüten
خشمگین شدن، غضب کردن، ویران کردن، طغیان کردن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
خشمگین بودن، غضب کردن، عصبانیت شدید نشان دادن.
- Der Trainer wütete nach der Niederlage auf dem Spielfeld.مربی پس از شکست در زمین بازی خشمگین بود.
- Er wütete vor Zorn, weil er betrogen worden war.او از خشم غضب میکرد چون فریب خورده بود.
2
intransitiv (بدون مفعول)
(در مورد پدیدههای طبیعی، بیماریها) با شدت ادامه داشتن، شیوع یافتن، ویران کردن.
- Die Krankheit wütete in der Stadt.بیماری در شهر شیوع پیدا کرده بود.
- Der Sturm wütete die ganze Nacht.طوفان تمام شب ویرانگر بود.