wüten

Aussprache: /ˈvyːtn̩/
Worttrennung: wü·ten
فعل

خشمگین شدن، غضب کردن، ویران کردن، طغیان کردن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

خشمگین بودن، غضب کردن، عصبانیت شدید نشان دادن.

  • Der Trainer wütete nach der Niederlage auf dem Spielfeld.مربی پس از شکست در زمین بازی خشمگین بود.
  • Er wütete vor Zorn, weil er betrogen worden war.او از خشم غضب می‌کرد چون فریب خورده بود.
2 intransitiv (بدون مفعول)

(در مورد پدیده‌های طبیعی، بیماری‌ها) با شدت ادامه داشتن، شیوع یافتن، ویران کردن.

  • Die Krankheit wütete in der Stadt.بیماری در شهر شیوع پیدا کرده بود.
  • Der Sturm wütete die ganze Nacht.طوفان تمام شب ویرانگر بود.