wabern

Aussprache: /ˈvaːbɐn/
Wortzerlegung: wa·bern
فعل

موج زدن، شناور بودن، به آرامی حرکت کردن (معمولاً در مورد دود، مه، نور)

Beispiele

  • Aber die Debatte ''wabert'' permanent durchs Tal.اما بحث به طور مداوم در دره موج می‌زند.

Bedeutungen

1 ohne Präposition

موج برداشتن، شناور بودن، به آرامی حرکت کردن (مانند دود، مه، نور)

  • Der Rauch waberte langsam durch den Raum.دود به آرامی در اتاق شناور بود.
  • Das Licht der Kerze waberte im Wind.نور شمع در باد موج برمی‌داشت.