waberten
آنها لرزیدند / ما لرزیدیم / موج زدند / موج زدیم / بخار شدیم / بخار شدیم
Bedeutungen
1
به صورت بخار، دود یا مه غلیظ و متراکم از جایی خارج شدن یا در هوا پراکنده شدن؛ به صورت مجازی، افکار یا احساسات مبهم و پراکنده در ذهن یا محیط.
- Aus dem Kessel waberte dichter Dampf, der die Sicht behinderte.بخار غلیظی از دیگ جوش خارج میشد که دید را مختل میکرد.
- In seinem Kopf waberten die Gedanken an die bevorstehende Prüfung, ohne dass er sie klar ordnen konnte.افکار مربوط به امتحان پیش رو در ذهنش پراکنده بود، بدون اینکه بتواند آنها را به وضوح مرتب کند.