wachküssen
با بوسه بیدار کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی را با بوسه بیدار کردن.
- Der Prinz musste Dornröschen wachküssen.شاهزاده مجبور شد زیبای خفته را با بوسه بیدار کند.
- Jeden Morgen versucht sie, ihren Mann wachzuküssen.هر روز صبح او سعی میکند شوهرش را با بوسه بیدار کند.