hochwachsen

Aussprache: /ˈhoːxˌvaksn̩/
Worttrennung: hoch·wach·sen
فعل

به سمت بالا رشد کردن، قد کشیدن

Bedeutungen

1 intransitiv

(گیاهان، ساختمان‌ها) به سمت بالا رشد کردن یا ساخته شدن.

  • Die Bäume sind sehr hochgewachsen.درختان خیلی بلند شده‌اند.
  • Das Unkraut wächst schnell hoch.علف هرز به سرعت بالا می‌آید.
2 intransitiv

(انسان) از کودکی به بزرگسالی رسیدن و قد کشیدن.

  • Meine Kinder sind schon so hochgewachsen.بچه‌های من دیگر چقدر قد کشیده‌اند.
  • Er ist in diesem Dorf hochgewachsen.او در این روستا بزرگ شده است.