wachseln
واکس زدن (اسکی)، با واکس پوشاندن
Beispiele
- Begonnen hat alles vor mehr als 40 Jahren. Damals, sagt Christian, ''haben'' sie ‚ganz romantisch gemeinsam die Skier im Keller ''gewachselt‘.همه چیز بیش از ۴۰ سال پیش شروع شد. آن زمان، به گفته کریستین، آنها "خیلی رمانتیک با هم اسکیها را در زیرزمین "واکس میزدند"».
Bedeutungen
1
Akkusativ (گاهی اوقات با حرف اضافه)
توصیف فرآیند تغییر یا دگرگونی تدریجی و پیوسته در طول زمان، که اغلب به تحول یا تکامل اشاره دارد.
- Die politische Landschaft Europas begann sich nach dem Fall der Mauer langsam zu wachseln.چشمانداز سیاسی اروپا پس از سقوط دیوار به آرامی شروع به دگرگونی کرد.
- Die philosophischen Ansichten des Autors wachselten im Laufe seines Lebens erheblich.دیدگاههای فلسفی نویسنده در طول زندگیاش به طور قابل توجهی تغییر کرد.