hervorwachsen
رشد کردن از درون، پدیدار شدن
Bedeutungen
1
aus + Dativ
از چیزی بیرون آمدن، رشد کردن، پدیدار شدن (به صورت فیزیکی یا انتزاعی)
- Aus dem Boden wachsen neue Pflanzen hervor.گیاهان جدید از خاک بیرون میآیند.
- Aus dieser Idee ist ein großes Projekt hervorgewachsen.از این ایده یک پروژه بزرگ پدیدار شده است.