hochwachsen
به سمت بالا رشد کردن، قد کشیدن
Bedeutungen
1
intransitiv
(گیاهان، ساختمانها) به سمت بالا رشد کردن یا ساخته شدن.
- Die Bäume sind sehr hochgewachsen.درختان خیلی بلند شدهاند.
- Das Unkraut wächst schnell hoch.علف هرز به سرعت بالا میآید.
2
intransitiv
(انسان) از کودکی به بزرگسالی رسیدن و قد کشیدن.
- Meine Kinder sind schon so hochgewachsen.بچههای من دیگر چقدر قد کشیدهاند.
- Er ist in diesem Dorf hochgewachsen.او در این روستا بزرگ شده است.